الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
39
الغدير ( فارسي )
يك از فقراى مسلمانان نبودند تا آن ثروت كلان ميان ايشان به مساوات تقسيم شود ؟ با آن كه : صدقات تنها براى تهيدستان است و مستمندان و كارگزاران آن تا پايان آيه . . . پس اختصاص دادن آنها به حكم براى چه بوده است ؟ با من به سراغ بيچاره ى صاحب ثروتى بيائيد كه بخواهد يا نخواهد صدقات را از او مىگيرند و او هم ميداند كه آن اموال از دست آن گردنكشان يا آن باجگير - هاى سيه روى همچون حكم و مروان و وليد و سعيد به كجا سرازير مىشود و به يارى آن ، چه گناهان و پرده درىها به انجام مىرسد و هنوز هم گوش او از آواى آن چه خالد بن وليد ، - شمشير خدا ( ! ! ! ) - با مالك بن نويره و زن و كسان و دارائىاش كرد تهى نشده است با آن كه او از خوانندگان قرآن مىشنيد كه اين آيه را مىخواندند : از اموال ايشان صدقه اى بگير و بوسيله ى آن ايشان را پاكنما و تزكيه كن ( سوره ى توبه آيه ى 40 ) اكنون آيا چنان بيچاره اى ، گرفتن اين اموال را براى پاك و تزكيه شدن مىبيند ؟ داورى تنها با خداست . آرى روسبى باز ثقيف - مغيرة بن شعبه - مىگويد : پيامبر به ما دستور داد كه صدقات را به ايشان رد كنيم و حساب آن با ايشان است ( 1 ) و ابن عمر مىگويد : آن را به ايشان دهيد هر چند كه با آن باده گسارى كنند و مىگويد : آن را به اميران رد كنيد هر چند كه با آن بر سر سفره هاشان گوشت سگها را پاره پاره كنند ( 2 ) ما هيچ ارزشى براى اين فتوىها قائل نيستيم و گمان نمىكنم كه پژوهش - گران نيز ارجى به آن نهند زيرا كه آنها زائيده ى خوشبينىهائى خشك و خالى است و درباره ى چنان اميران - با اسنادى كه حاكم و ذهبى حكم به صحت آن دادهاند - از طريق جابر پسر عبد اللَّه انصارى رسيده است كه پيامبر به كعب بن عجره گفت : اى كعب خدا تو را از امارت بيخردان پناه دهد پرسيد اى رسول خدا امارت بيخردان چيست ؟ گفت اميرانى كه پس از من خواهند بود ، نه با راهنمائىهاى من به راه مىآيند و نه شيوه ى مرا روش خود مىگردانند پس كسانى كه ايشان را به - دروغگوئىشان تصديق كنند و بر ستمكارىشان يارىشان دهند از من نيستند و من از
--> ( 1 ) سنن بيهقى 4 / 115 ( 2 ) سنن بيهقى 4 / 115 الاموال از بو عبيد ص 570